خاینان و «خاینه»های ملی چند ملیتی
دیروز شماری از خاینان ملی، که در ترکیب شان از اقوام هزاره، تاجیک، اوزبیک و پشتون بودند، در کابل به نام اعتراضات، دادخواهی و راهپیماییهای مدنی، امنیت عامه و منافع مردم را به مخاطره انداختند و در نظم عامه اختلال ایجاد کردند.
گفتنیست که در صف نخست این خاینان ملیِ راهپیما و دادخواه سران و پسران سران خاین دستهی ثبات و همگرایی هم حضور داشتند. آنان با دستمالهای گردنِ شان_ که به رنگ آبی بود_ میخواستند انقلاب سرخ و نارنجی کنند اما سرانجام به این آرزوی ناپاک و نامیمون شان نرسیدند. جای دریغ اینجاست که نیروهای امنیتی ما با آنکه مجوز سرکوب این جماعت آشوبگر، اخلاگر و خاین ملی را داشتند چرا با آنان مدارا کردند و گذاشتند تا آنها شعارهای میانتهی سرخ و نارنجی سر دهند و با شعارهای تکهیی سفید و دلهای سیاه شان رژه بروند. خشم و اندوه من از اینجا فورانی میشود که چرا نیروهای امنیتی به روی آنها شلیک نکردند و آنان را با قدرت و قوت سرکوب و پراگنده نکردند.
این آشوبگران و خاینان ملی چنان تشنهی قدرت و ثروت بودند که از اثر آن تشنهگی و حرص، ماشینهای بغض درون شان جوش کرده بود و در این هوای سرد آب معدنی سرد مینوشیدند و چنان «چشمگُشنه» و آزمند بودند که آخرِ کار حتا بوتلهای خالی آب را هم از روی سرک برداشتند و در بوریها پر کرده با خود بردند و نگذاشتند تا شهرداری کابل وظیفهی مقدس خود را انجام دهد و کمی هم کارِ معتادانِ سرگردان و گرسنه جور شود.
این آشوبگران چند ملیتی گرچه شمار شان کم بودند، اما بربنیاد تصاویر تا جایی، که چشم کار میکند آشوبگر و خاین دیده میشود. میترسم از این که شمار این خاینان ملی از این بیشتر نشود و در ولایات دیگر نیز ساری و جاری نشود. در آن صورت چهگونه فرق کنیم که کی خاین و خایف است و کی خاطردار مردم و میهن.
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری