شهر خیال
با رنگ پاک خامه نباید پلید کرد
کار سیاه را نتوان با سفید کرد
کی میشود به صفحهی پاک ضمیر خود
پندارهای کهنهی «حبلالورید» کرد
در دست، خامه را که گرفتی نبایدا
خواری کشید و کارکِ عبدالشهید کرد
آن کس قلم به دست گرفت و چنین نمود
آن کس که بر مکارم اخلاق، رید کرد
بیشک که هست کار فرومایه اینچنین
هر چه که گفت رهبر و آقا، شنید، کرد
یادش به خیر آنکه به اِعجاز وِرد و پشم
خود را مراد کرده و مردم مرید کرد
در شهر گرگها به بکارت نیاز نیست
بیپرده بود باید، پرده درید، کرد
وقتی قلم به دست تو افتد چه میکنی؟
گفتم وَ گفت: لحن درستی شدید کرد
با رنگ پاک خامه حقایق رقم بزن
با رنگ پاک خامه نباید پلید کرد
با رنگ پاک خامه بهاران بیافرین
باید به رنگ خامهی خود شنبلید کرد
باید که کار کاوهی آهنگرِ دلیر
بایست کارنامهی جامهسپید کرد
باید که با تعهد و اندیشهمند بود
باید از آنچه راست نباشد، بعید کرد
با خامه میتوان که هنرمند شهر را
از انقلاب واژهی خود مستفید کرد
با خامه میشود که به شهر خیال رفت
از دکهی ادب گلِ معنا خرید کرد
با خامه ممکن است که حماسه آفرید
فردوسیِ سخن شد و کاخِ سدید کرد
با خامه جز روایت واقع نمیتوان
کرد و خلافِ آنچه که با چشم دید، کرد
فرجام این مناظره، باید که با قلم
از منبع موثق و از چشمدید ... کرد
«ب.ب» ۱۴۰۱/۱۰/۱۵
√ چ. ن
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری