خرید بک لینک

تب1 ایم و عید نداریم دوستان!

عید شما خجسته و میمون و جاودان

1 بیانتها

عید است و ما به غربت بیانتهاستیم

در اینسوی حوالی عالم رهاستیم

تنهاتر از همیشه و حیران و مضطرب

محروم از حرارت جغرافیاستیم

دور از دیار و دوست در این دوردستها

از خویش و آشنا و رفیقان جداستیم

ظلمات چیره گشته در آنجا و خضر نیست

در جستوجوی میهنِ آب بقاستیم

عید است و عیدگشتک ما گشته یک خیال

چشم انتظارِ دوست به دروازه پاستیم

با آنکه کوچ کرده ایم از کوچههای عشق

دلتنگ آن حوالی و حال و هواستیم

«هرگز حدیث حاضرِ غایب شنیده اید»؟

مصداق این روایت وارونه ماستیم

در سر هنوز دغدغه داریم از وطن

اینجاستیم و در تهِ آن ماجراستیم

عید است و خوش به حال شما و خجسته باد!

ما خوش به لحظههای خوشیِ شماستیم

۱۴۰۲/۲/۱

√ چ.ن

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت ۶:۸ ق.ظ توسط باوربامیک  | 

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1402 ساعت: 22:47

صفحه بندی