اظهارات و اعتراف جسورانهی آوازخوان گرانمهر کشور ما، صادق فطرت ناشناس، در بارهی پتهخزانه، تاریخچهی زبان پشتو و شخصیتهای محوری پتهخزانه، هم توهمزدایی تاریخی است و هم رهایی یک قوم از حصار موجودیت توهمِ عمق تاریخی و متن خودساخته. او در گفتگوی متنی و مستندی، که با صبورالله سیاسنگ در کتاب «ناشناس ناشناس نیست» انجام داده است، جعل پتهخزانه را با استناد به سخنان تاریخی عبدالحی حبیبی، ثابت میکند و تاریخچهی زبان پشتو را با درنظرداشت شواهد متنی و مصداقهای روشن فراتر از ۴۰۰ سال نمیداند.
او عقلن و نقلن موجودیت اشخاص یا کرکترهای پتهخزانه را رد میکند و آنان را ساخته و پرداختهی نویسنده و ابداعگر کتاب یادشده میداند. او باورمند است که نازو انا، ملالی و امیرکرور اشخاص خیالی و توهمی اند و پذیرفتن پتهخزانه به عنوان یک متن تاریخی و کرکترهای آن غیر منطقی و سادهلوحانه است. او زبان قطعهشعری را، که در پتهخزانه به امیرکرور منسوب شده است، از لحاظ سبک بیان، زبان، دستور و املا مربوط به زبان امروز میداند و قدامت ۱۲۰۰ سال آن را رد میکند.
همچنین او بر قهرمانسازیهای شماری از چهرههای سیاسی_تاریخی پشتونتبار به ویژه امیر امانالله خان غازی میتازد و قهرمانسازی او را با ارائهکردن دلایلی ناموجه و حقیرانه میداند.
ناشناس بااین اظهاراتش هم پختهگی فکری خود را نشان داد و هم ثابت ساخت که یک شخص اندیشمند، دگراندیش، آزادمنش، خردگرا و انسانگراست. پیام تلویحی این سخنان او به تمام آنانی، که گرفتار توهم و باور ناسیونالیستی اند و جعل تاریخی میکنند، این است که بیایید حقایق عینی جامعهی خود را بپذیریم؛ به تنوع و تکثر باورداشته باشیم؛ همدیگرپذیر باشیم و فرصتهای برای ساختن یک جامعهی انسانی و قانونمند را با تمسک به این توهمات و مردمفریبیها از دست ندهیم و دست آز و آرزوی مردم را به تار خام نبندیم.
او با ابراز این سخنانش در حقیقت بر کسانی که در پی چنین حرص و آز، تعصبورزی، جعل تاریخی و فاشیزم فرهنگی استند، تمسخر میکند و به منش انسانی، زندهگی بر مبنای حقوق شهروندی و عبور از تبارگرایی، ارتجاع و ناسیومالیزم توجه و توصیه دارد. انتباه او در مسیر ملتشدن، داشتن منافع مشترک ملی و مشارکت سیاسی خیلیها روشنگرانه و خردمندانه است. او به این ترتیب سکوت مصلحتآمیز سران سیاسی و قلمبهدستان پشتون را با این اعتراف زیبا و سنگیناش هم به چالش میکشد هم فضیحت تاریخی آنان را برملا میکند.
او با این کارش وجدان خود را راحت ساخت و به دیگران نیز درس عبرت تاریخی داد.
درود بر این مرد روشن و تابوشکن!
پ.ن: تفصیلات اعترافات او را با یادکرد مکمل نام اشخاص در برگههای زیر بخوانید
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری