خرید بک لینک

امروز ۱۸ام فروردین ۱۳۹۸ در پیوند به چهارمین سال یادبود و جاودانهگی استاد محمد عمر فرزاد، آن عارف و مرشد وارسته و فرهنگی فرزانه محفلی در تالار بنگاه آمریکایی«لنکن» برگزار گردید.

این هم سوگسرود اهدایی من از دفتر شعر «به مناسبتها» که در سال نخست درگذشت آن بزرگمرد والا مقام سروده بودم.

ایهمنفس! ...

دلتنگ آن اتاق و حوالی توستیم
محتاج حسِ بس متعالی توستیم

ای همنفس، دوباره بیا در اتاق خود
دلبستهگان صحبت عالی توستیم

یک شهر خالی است به وقت نبود تو
یک شهر غرق خاطر خالی توستیم

چندی شده که نیستی اما چرا هنوز
ما شاهدان غیبت سالی توستیم؟

والی کسیست، آنکه حکومت کند به شهر
ما شاهد حکومت والی توستیم

برگرد و باربار «بله، عن» بگو رفیق!
لبتشنهی شنیدن حالی توستیم

برقی بزن به وسعت چشمان تار ما
چشمانتظار چشم زلالی توستیم

پایان بده به تیرهگی شام ما که ما
مشتاق صبح آن سر زالی توستیم

ای چشمهسار موهبت و مهر و دوستی!
لبتشنهی مروت عالی توستیم

با برف قله_قامت بابای خود بیا
سالنگ انتظار شمالی توستیم

فواره کن، زبانه بکش مثل آبشار
ما کشتزار تشنهی شالی توستیم

شهنامهی بلند افقهای شعر ما!
ما اوج داستان خیالی توستیم

دیوانههای قلقلهی قصههای تو
مجنون زُنگههای قوالی توستیم

ای مرشد بزرگ، بیا در حریم خویش
حقا که تا هنوز موالی توستیم

عصیانگر فراق تو گشتیم جملهگی
ای همنفس، بیا که جلالی توستیم

خرداد ۱۳۹۴

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: شنبه 31 فروردين 1398 ساعت: 16:14

صفحه بندی