خرید بک لینک

از عشق از جدایی پیهم دلم گرفت

از سوز و سوگ و اینهمه ماتم دلم گرفت

از رفتن عزیزترینها، رفیقها
از کولهبار دردِ فراهم دلم گرفت

از جنگ از تعصبِ بسیار و انتحار
از کشتنِ دمادمِ آدم دلم گرفت

داروی زخم من نمکِ مهر و راستیست
از مکرها و ماندنِ مرهم دلم گرفت

دلشاد بودم اینکه فراموش میشود
افزون به یاد آمد و مُحکم دلم گرفت

جان داشتم به جانِ خود از لفظ «جانم»اش
تا بس نمود گفتنِ جانم، دلم گرفت

باور نمیکند به من و نالههای من
بسیار گرچه گفتم و گویم، دلم گرفت

از قصههای مفت، که موهوم و یاوهاند
از راویان فکرِ جهنم دلم گرفت

جبریل هم نیامد و پیغام حق نگفت
برگرد ای پیمبرِ خاتم،... دلم گرفت!

انگار قرنها شده فصل فراق ما
بسیار شد ندیدن و کم-کم دلم گرفت

«ب.ب» آبان ۱۳۹۷

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی