خرید بک لینک

بنبست آمده و مرا یخ زده چرا؟
لبهای اعتراض مرا نخ زده چرا؟

خندیده تا به جُبن من انسان دردمند
در غیرتم زده که به من پَخ زده چرا

حالا که قحطسال صفیر محبت است
در فکر من خیال دو تا مَخ زده چرا؟

مردی نمانده نیز به مردان روزگار
در روز پَلّه هرکسی آوَخ زده چرا؟

سودی نداشت بعدِ خموشی و مصلحت
آن دوست وقتی گفت مرا شَخزده چرا

«ب.ب» ۱۳۹۵/۱۰/۲

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی