خرید بک لینک

{منجی عالم بشر، منجی عالم بشریت یا منجی بشریت}

کدام یک درست و منطقیست؟

آیا کار برد کلمهٔ «منجی» برای نوع بشر، اگر به دور از باورهای دینی، داوری و اندیشیده شود، از نظر منطقی درست است؟ چون نوع بشر روند تکاملی و پایان ناپذیر دارند و مشکلات شان نیز همواره همزمانیست و در گذشته متوقف نشده است. پس منجی واقعشدن در تمام زمانهها برای بشر، بدون در نظرداشت دین و مذهب خاصی و به گونهٔ همگانی خیلیها آرمانی و رویایی نمینماید؟
نمیدانم این مقوله تا چه اندازه منطق تعقلی و تجربی دارد اما کاربرد آن در فرهنگمردم به گونهٔ گسترده رواج دارد؟
این هم یک امر مسلم است که در باور و گویش مردم بسیاری از نادرستیهای کلامی، چه در گذشته، چه حال و آینده، راهیافته اند، راه مییابند و راه خواهند یافت.
من تصور میکنم که شاید منظور از منجی اطلاق کردن به پیامبر اسلام همان منجی «بشریت=انسانیت» باشد، نه منجی «بشر» و انسان فزیکی چون اگر پیامبر را منجی آدمهای فزیکی و نسل بشر بدانیم، این روند در زمان خودش خاتمه پیدا کرده است و امروز پیامبر «ص» موجودیت فزیکی ندارند که بشر امروز را از مهلکهها، چالشها و آسیبهای فراوان و متفاوت اجتماعی امروز نجات بدهند.
مسألهٔ دیگر اینکه اطلاق «بشر» کلیت نوع انسان در خارج از چهارچوب دین، اندیشه و مذهب خاصی را احتوا میکند نه انسان در دایرهٔ دین اسلام و مسلمان را. همچنان مقولهٔ «منجی عالم بشریت» پارادوکس عجیبی با تفکر کفرستیزی، جدال با کفر و نفی کفر و کافر دارد و این لقب و جمله تفسیر میخواهد که منجی کدام انسانها و به چی انگیزهیی.
توجیه دیگری که در پیوند به این مبحث منطقی جلوهگر میشود، این است که پیامبر گرامی اسلام آمده است تا «عالم» بشر یا جهان و هستی بشرِ آن روزگار را از ناملایمات، نا انسانیها، بیدادها، آلودهگیهای فکری، خرافات، نابهسامانیها، توحش، بربریت و ... مصون و مأمون بسازد. یا به تعبیر دیگر خانهٔ امنی برای انسان آن روزگار و پسا آن روزگار درست کند. پس مطابق به این دیدگاه «عالم»، ظرف هستی بشر یا انسان میشود.
با در نظرداشت مطالب بالا دادن لقب «منجی عالم بشر یا بشریت» به پیامبر اسلام زیاد منطقی به نظر نمیرسد. اما اگر منظور از اعطای این لقب به پیامبر گرامی اسلام دارای بار معنوی و مفهمومی باشد، مطمئنن گفته می توانیم که کار برد این لقب جاودانهگی پیدا میکند. به نظر من آنچه که در اینجا نادرست مینماید، کاربرد واژهٔ «عالم» در کنار واژهٔ «بشریت» است نه واژهٔ «بشریت». بشریتی که معنای انسانیت، اندیشهٔ انسانی و فلسفهٔ انسان و ابر انسان را میدهد نه انسان معمولی ساختاری.
پرسشی دیگری، که در این مبحث در ذهن آدم خطور میکند، این است که اطلاق چنین وصف و نسبتی به پیامبر بزرگ اسلام، آیا تنها ویژهٔ مسلمانان است یا در دیگر ادیان و جوامع بشری هم مورد کاربرد، پذیرش و باورمندیست؟
پرسش نهایی اینکه منجی بشریت یا بشر_ به معنای کسی که دنیا را روزی پر از داد میکند؛ نجاتدهندهٔ انسانهای مستضعف و راستین میشود؛ با آمدن و ظهورش امیدها گل میکند و گلیم بیداد، بدیها، پلشتیها و انسانستیزیها را برمی چیند_ سرانجام محمد (ص) است یا مهدی موعود (عج) و این منجیایت در جهان اسلام خلاصه میشود یا در تمام جهان و ادیان؟
در اینجا بیمناسبت نخواهد بود اگر کمی روشنی در بارهٔ پسوند «ایت» بیندازم. پسوند «ایت» پسوند جعلی عربیست و این پسوند کاربردش زمانی نادرست است که آن را با واژههای پارسی به کار ببریم و این محدودیت هم تنها در زبان ادبی و نثر قابل تطبیق است نه در زبان و حوزهٔ شعر؛ حتا در بسیاری موارد کاربرد نادرست و بیرویهٔ این واژه شدیدن رواج دارد؛ مانند: دوییت، مردیت، منیت، خریت و ... که نمیتوانیم به این سادهگی کاربرد آنها را در بستر زبان جلوگیری کنیم و ضمنن کاربرد برابر (معادل) آنها هیچگاه نمیتواند همان قوت انتقال عاطفه و اثرگذاری بر مخاطب را، که این واژهها با داشتن پسوند «ایت» دارند، با خود داشته باشد.

پ.ن: امیدوارم در زمینه کسانی، که صاحب اختیار استند و آگهی لازم و استنادی دارند، برایم معلومات بدهند تا مسأله یقینی گردد. بدون تردید من به عنوان یک مسلمان باورمند به مقولههای معتبر و مستند دینی استم اما پرسشی، که در باب تأویل این مسأله در ذهنم خلق شده است، خواهان آگاهی و طلب آگهیهای موجهِ منطقپذیر است.

«ب.ب» ۱۳۹۵/۹/۲۲

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 4:36

صفحه بندی