خرید بک لینک
من #لالای شعر جهانم.

قهر کسی نیاید؛ من واقعن لالای شعر جهانم. این ادعا و خودخواهیِ محض نیست، بل یک حقیقت مسلم است و من با تمام فروتنی میگویم که دستِ کم لالای شعر جهانم. وقتی کابلیانِ شاعر و ادیب برای خانوادهٔ ادبیات ریاستجمهوری و کابینه میسازند؛ میدان فتبال درست میکنند تا شاعران کابلی در آن میدان سیاسیِ ادبیات چون پِلی، مرَدونا، مسی، رونالدو، رونالدینیو، زیدان، اِنستا، ژاوی، نیمار و امباپه به دنبال توپِ شعر و ادبیات بدوند و گول مراد بزنند آیا ما حق نداریم که در بلخ حکومت #پدرالی و خانوادهگی ادبیات خود را داشته باشیم و #جلترنگ خود را بزنیم؟ ما که سنگبنای این کار و پیکار را در شعر مرحوم عفیف باختری از پیش داریم و او و دوستانش آغازگر چنین حکومت و ادعا بودند و رسمن این ادعا را مکتوب هم کردهاند. [از چه خود را #پدر شعر جهان میگویم/ من که زن دارم و بابای دو سه فرزنم]

اگر عفیف باختری واقعن پدر شعر افغانستان، نه پدر شعر جهان باشد، پس بدون تردید صالحمحمد خلیق حق دارند ادعا کنند که نیای شعر بلخ و جهان اند و به همین ترتیب استاد جواهری با تقلید از برادران پشتون ما- اگر حبیبالله رفیع، منلی و... اجازه بدهند- حق دارند ادعا کنند که بابای شعر شمال و جهانند و به همین سلسله فیاض مهرآیین تحلیلگر و کاکای شعر جهان؛ صادق عصیان آقای شعر جهان؛ عبدالوهاب مجیر دانای شعر جهان؛ ژکفر حسینی طراح و مامای شعر جهان؛ فلان بانو مادر شعر جهان، بانو لنگر، لنگرِ شعر جهان، سداسلطانی ماهپیکر و دختر شعر جهان و روحالله بهرامیان نقاد و نرّاد شعر جهان باشند.

منِ حقیر که در آغاز گفتم لالای شعر جهانم و با فروتنی و خضوع باز هم میگویم که این حق من است و من خود میدانم که در زمینهٔ شعر و ادبیات بلخ، افغانستان و جهان چه کارهایی کردهام، چنانچه هر شاعر و ادیبی میداند که در این زمینهها چه کارهایی کرده است و نزد خود معیار و ملاک و محاسبهیی دارد.
کاری را که من در زمینهٔ شعر و ادبیات کردهام توسعهٔ جمال در شعر است. این مسأله را پسانیان داوری و ارزیابی خواهند کرد که من جمال را تا چه اندازه در شعر و زبان شعر توسعه دادهام و به زیب و رونق ظاهریِ زبان شعر افزودهام.
همچنین پررنگ ساختن قافیهٔ تنگ و ترویج غزلهایی با ابیات بلند، که نامش را غزل_قصیده گذاشتهام، از کارهای دیگر این بندهٔ ناچیز در شعر و ادبیات است. حال شما بگویید که من لالای شعر جهان نباشم کی باشد و کی جز من سزاوار چنین حق و لقب است؟

اگر کسی، کابلییی، هراتییی یا بلخییی در این زمینه تردید دارد، بیاید با مؤلفهٔ مرگ مؤلف شعرها و آثار گرانبهای مرا بخواند اگر ثابت نشد که من لالای شعر بلخ و جهانم، نامم را لندَغر شعر بلخ و جهان بمانند.
یادم نرودکه ماجرای شعر جهان، غوغای شعر جهان و شهنشاه غزلِ افغانستان و جهان نیز از اعضای خانوادهٔ پدرالیِ ادبیات بلخ اند و این حق برای ما محفوظ است تا کابلیان و هراتیان ملتفت باشند و در ساحت و مساحت امپراتوری پدرالی ما دستبرد نزنند.

اگر هراتیان روحالامین امینی دارند و مینازند، ما هم امینِ بیروح زمینی داریم و مینازیم؛ اگر کابلیان در رسانه و آسمانِ شعر و ادبیات خبرِ عاجل و مهتاب ساحل دارند و فخر میکنند، ما نیز در این عرصه و پرسه خبرِ خراسان و فرامنشِ مژگان داریم و غرور میکنیم.
و سخن اخیر اینکه کرسی امپراتور شعر بلخ و جهان در خانوادهٔ پدرالی شعر و ادبیات ما هنوز خالیست که در آیندهٔ نزدیک بنابر ادعا، کارکرد و کمال و جمالِ خود شاعر و ادیب انتخاب خواهد شد.
#کسانانی هم از خطهٔ خطیر امپراتوری ما در کابینهٔ کابلیان با خصایل و شمایل نکو مشمول اند که ما کریمانه و با سیاست عدم انسلاک و غیر مغرضانه به آنان دست نمیزنیم تا آن کابین و کابینه خراب نشود و آیینهٔ وحدت ملی ما در دهکدهٔ شعر جهان نشکند.

ب.بامیک

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:01

صفحه بندی