اختراع/ابتکار/اکتشاف/ابداع/ احداث
بیشتر دیده و شنیدهایم که گویندهگان رسانهها، دانشآموختهگان و استادان این واژهها را در جای مناسب و با تفکیک معنایی آنها به کار نمیبرند و گرفتار مغالطهٔ معنایی میشوند. به همین دلیل در بارهٔ معنا و کاربرد این واژهها با توجه به افتراق معنایی و کاربردی و همانندیهای کلی آنها اندکی روشنی میاندازم.
نخست به همانندیهای همهگانی و وجوه مشترک آنها در یک چتر معنایی کلی میپردازم.
۱- در کل همهٔ این واژهها در معنای مشترکِ آفرینشی و نوپدیداری به کار میروند.
۲- همه از لحاظ بررسی از مرجع دستور طبق کپی رایت ی اسم فعل یا به تعبیری عربی آن مصدرند.
۳- واژههای نخست، دوم و سوم از باب «اِفتعال» اند و واژههای چهارم و پنجم از باب «اِفعال».
دوم- وجه افتراق و زمینهٔ کاربرد آنها:
این واژهها با وجودیکه همانندیهای همهگانی یادشده در بالا را دارند، زمینههای کاربرد شان کلن متفاوت است و از هم فرق دارند و باید هنگام کاربرد آنها به این نکته متوجه بوده وجوه تمایز شان را رعایت کنیم.
اینک به شرح هر یک این واژهها با در نظرداشت معنا و زمینههای کاربرد آنها میپردازم.
۱- اختراع: از ریشهٔ «خَرْع» به معناهای آفریدن، ساختن، نوبیرونآوردن، شگافتن، پیداکردن و از خود بیروندادن میباشد؛ اما این واژه امروزه زمینهٔ کاربرد ویژه و تقریبن اصطلاحی و محدود پیدا کرده و کاربرد آن در بسیاری از معانی بالا متروک و مهجور شده است.
امروزه این واژه تنها در نوآفرینی پدیدهها و چیزهایی به کار میرود که جنبهٔ مادی داشته باشند نه معنوی؛ مانند: تلفن، رادیو، تلویزیون، گوشی همراه و هرچیزی که مربوط به تخنیک شود و سازوکار ماشینی داشته باشد.
همچنین باید افزود که فاعل این فعل را مخترع میگویند.
۲- ابتکار: از ریشهٔ «بِکر» گرفته شده و فاعل آن را مبتکر گویند.این واژه در فرهنگها به معناهای بامدادکردن، پگاهبرخاستن، به اول چیزی دستیافتن، دوشیزهگی ببردن، نوباوهٔ چیزی واگرفتن، خوردن میوهٔ اولرسیده، نیروی ابتکار و... میباشد اما هیچکدام از معناهای یادشدهٔ این واژه جز معنای اخیر در زمانهٔ ما مورد کاربرد اهل زبان قرار ندارد.
امروزه این واژه بیشتر به مفهوم نوآوری و خلاقیت در ساحات کاری و مدیریتی به کار میرود. چه این نوآوری و طراحی در زمینهٔ مادی باشد چه معنوی؛ مانند:
داکتر حامد شخص مبتکری است؛ او در پیوند به کارهایش همواره دست به ابتکار میزند. ابتکار او سبب بالندهگی و رشد خلاقیت در کودکان و جوانان میشود.
۳- اکتشاف: از ریشهٔ «کشف» به معناهای: خوب برهنه شدن زن هنگام همخوابهگی با همسرش، گشودن، بازکردن، پردهبرداشتن، پردهدریدن، کشفکردن، پدیدارساختن و بهدستآوردن اطلاعات در عرصههای نظامی و استخباراتی میباشد که امروزه جز معنای نخست همهٔ معناهای دیگر این واژه کاربرد دارند اما بیشترینه در مفهوم پدیدارساختن چیزها و پدیدههای موجود دردل کوهها و زمین و بهدستآوردن اطلاعات از صف دشمن به کار میرود؛ مانند:
اکتشاف معدن، اکتشاف یک گور دستهجمعی و اکتشاف اطلاعات از حملهٔ قریبالوقوع دشمن.
این واژه نیز مانند ابتکار در بُعد مادی و معنوی کاربرد دارد.
۴- اِحداث: از ریشهٔ «حَدَث» گرفته شده و دربرگیرندهٔ این معناهاست:
ظاهر و پیداکردن، زناکردن، وضوشکستن، غایطکردن، صیقلیکردن شمشیر، زدودن زنگ آهن، نوپیداکردن و ایجاد چیزی که مسبوق به زمان و مدت باشد. اما امروزه جز دو معنای اخیر، که مشروط به مسبوقیت زمان و امتداد (طول) است، دیگر معناهای آن متروک شده است.
احداث بیشتر در موارد ساختمانی و فزیکی چون پُل، راه و معابر محل کاربرد دارد نه موارد معنوی؛ مانند:
در فلان محل پلی احداث شد.
در مزارشریف راه اهن احداث گردید.
۵- اِبداع یا ابتداع: از ریشهٔ «بدْع» یا «بَدْع» گرفته شده واین معناها را در بردارد:
نوباوهپیداکردن، چیز نوآوردن، نو پدیدآوردن، نوآوردن، نونهادن، شعر نوگفتن، ایجاد، آفرینش و خلقتی که مسبوقیت زمانی و مادی نداشته باشد. برعکس واژههای پیشین ابداع با تمام معانی گذشته و امروزیناش کاربرد دارد اما ساحهٔ کاربرد آن بیشتر منحصر به ادبیات و شعر میشود؛ مانند:
ابداع شعر، ابداع یک آرایهٔ ادبی و ابداع یک طرح یا نوشتهٔ ادبی.
سرچشمهٔ واژگانی: لغتنامهٔ دهخدا
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری
تاريخ: چهارشنبه
30 آبان
1397 ساعت: 0:01