شب یلدا شد و یلدای زلفت
پریشانخاطر و مست و ملنگ است
شب پایان پاییز است امشب
شب بسیار رنگین و قشنگ است
شب شعر و ترانه، زادن مهر
شب موسیقی و انس است و چنگ است
شب مستی، شب شور و شراب است
شبی که پیک رویا ها به جنگ است
شب اندیشمندان خردورز
شب پویایی و فصل درنگ است
شب دور از تبار ترس و تاری
شب دور از نگاهانی که تنگ است
نه امشب ماجرای انتحاریست
نه امشب وحشت توپ و تفنگ است
شب روشنترین رویاست امشب
شبی که حس من خورشیدرنگ است
دل من میتپد امشب برایت
دل من پشت تو دقگشته، تنگ است
(ب.بامیک)
برچسب: قطعه غزل قصیده,غزل قصیده مثنوی قطعه,قطعه غزل,
نویسنده: سینا طاهری