بهانه می جویم در ♡ با تو گپ زدن》،
در با تو بودن،
و با تو درگیر بودن،
حتا در عبث گفتن ها،
در سکته های لفظی
و در سکوت های فرضی؛
بهانه می جویم
تا با تو باشم،
در دق شدن ها،
در قهر کردن ها،
و حتا در دشنام ها، جنگ ها و گلایه ها؛
و به همین گونه
تا مرز آشتی ها و خوشی ها؛
بهانه می جویم
تا ترا داشته باشم
در همه حال،
در عالم حقیقت و رویا،
در خواب و بیداری
در سلامت و انتحاری؛
بهانه جویم
چون ترا می جویم؛
بهانه ها هم بهانه یی هستند برای با تو بودن و ترا داشتن؛
من در تو سفر می کنم،
با تمام توان و گمانم،
با رنگ و رویایم،
من در تو فرو می روم
با زبان و اندیشه ام،
با ریخت و ریشه ام؛
بر من نخند
اگر در برابرت لال می شوم
و در گفتن مطلوب خود محال می شوم؛
سخت مگیر و سخره مکن
زبان حال مرا
درامه های ابتذال مرا
تو بمان، بخند و بگو؛
برای من سدا و ادای تو کافی ست،
برای من فقط بس است
که بشنوم سدای ترا؛
برای من بس است ببینم هوای ترا
و گونه های تماشایی ادای ترا؛
ای بهترین بهانهء زنده گی ام!
من جویندهء تو ام،
من بندهء تو ام
( ب.بامیک)
برچسب: بهانه,بهانه به انگلیسی,بهانه امید روشن بین,بهانه ترانه ساده عاشقانمی,بهانه رهنما,بهانه ليلا فروهر,بهانه آوردن به انگلیسی,
نویسنده: سینا طاهری