جنگ عزت
هندوکش پهنهی پیکار شده بار دِگر
پور مسعود سپهدار شده بار دگر
پای مردانهگی بالاست بر این شاخ و کمر
پای مردیست که عیار شده بار دِگر
یادی از رستم و سهراب بیاید به میان
همه رویینتن و سالار شده بار دگر
دست حماسه گره خورده به ماشه
کمرِ کوه به پیکار شده بار دگر
جمعی از جهد و جسارت شده منکر، هیهات!
روح این طایفه بیمار شده بار دگر!
جنگ عزت به سرِ خطهی خورشید بوَد
جنگ فرغانه و فرخار شده بار دگر
مار در دست شده ماربهدوشان امروز
سهم مردم دُره و دار شده بار دگر
همهجا سوگ و سیاهی و تباهی ساریست
همهجا دستِ تبهکار شده بار دگر
پاسبانا، به سر کوه بمان و بغریو
خانهی عشق پراغیار شده بار دگر
محوِ سوگند نگردی و فریبی نخوری
دشمنات نادرِ غدار شده بار دگر
خالقانه به جبیناش بزن و رحم مکن
آدمی نیست، سگِ هار شده بار دگر
دشمن توست که اینگونه خونآشام شدهست
دشمن توست که کفتار شده بار دگر
۱۴۰۱/۱۲/۵
√چ.ن
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری