نیم تان به پارهی سنگ یا کلوخ سنگشدهی انگار مقدس سجده میکنید و نیم دیگر تان با همان کلوخ نامقدس استنجا میکنید و بعد بر یکدیگر خود ایراد میگیرید و تمسخر میکنید که انگار یکی از شما به اصل و حقیقت نزدیک اید و دیگری ناحق و باطل است. سجدهی تان به سنگ است و زیارت تان هم به دور سنگ و دل تان هم مانند سنگ سخت.
اصل سجدهی تان نیز از ترس یا از روی عادت است، نه از عشق و فروتنی در پیشگاه آنی که به او ایمان دارید و میپرستید. سجدهی حقیقی سرماندن است، نه سرماندن بر چه. سرماندن فروتنانه و عاشقانه، نه سر ماندن مزورانه، متمتعانه، طامعانه و زاهدانه. سجده، شکستن خویش است، شکستن منِ متکبرانه و خدای خویشتن. رکوع واقعی نیز خمشدن و شکستن قامت خودخواهی و منی است، نه خمشدن در پیشگاه رهبر و تیکهدار قومی و آنخماهوهای مذهبی.
نماز نیز بر پای داشته میشود، خوانده نمیشود. شما فقط نماز میخوانید و به تکرار میخوانید؛ چنانکه قرآن میخوانید و در نمازهای تراویح پیشکان میزنید و مرّه را پوره میکنید. بیشتر سنیان سال یک بار مسلمان میشوند و کوترهی تروایح خوانده نفس خود و خدا را میکشند و بعد تا سال دیگر با خدا و نماز پدرود میگویند یا کلنماز میشوند.
بیشتر شیعیان نیز سال یک بار خود را کل و کور و زخمی و زده میکنند و بعد با کربلا و حسین پدرود میگویند تا سال دیگر و همان قمه و قوغ احساسات و جهل و خشونت مذهبی.
هی در پی آنید تا تعفن خشتک خود را شسته کم کنید، مگر هیچگاه تلاش نمیکنید تا تعفن و توهم پندار و باور خود را شستوشو کنید تا گمان و ذهنین همه جامعه و همه نسلها را بویناک و مسموم نکند.
بلندگوهای مساجد و تکیهخانههای تان در تراویح و محرم در نیمهشبان مردم محل و بیماران را در بستر بیماری سخت میآزارد و خواب و آسایش آنان را بر هم میزند. مگر بلال حبشی در بلندگو اذان میداد و نیمهشبان با بلندگو منبقت و موعظه میخواند؟
آب تان در بزرگشهرها در ژرفای زمین رفته است و زندهگی آیندهی شهری تان را تهدید میکند و ملا و مذهب تان هنوز توصیه به چاراندام و طهارت تازه برای ثواب میکنند و هی شما در هر چند گاه شیردانهای مساجد و تکایا را باز میگذارید و در استفاده از آب اسراف میکنید. دستان ملوثی که مستقیم پس از رفع حاجت در مقعد خود زده اید، با آبزدن معمولی به روی، دهان و دماغ خود میزنید. مسلمن که در مسجدها و تکیهخانههای شما مایع دستشویی و سابون هم نیست.
در پشت ملا و امامی نماز میخوانید که برای تان آشکار نیست که پُشت یا متجاوز است یا باور به انتحاری و کشتن انسانها دارد. ملایی که الفبای فکر و دانشاش از بسیاریهای تان کم است و در جهالت و خرافه سخت محکم است.
حتا در مسلمانی و نماز تان هم زنان سهم ندارند و وارد مسجد و جماعت شده نمیتوانند، چون شما در هنگام نمازخواندن تحریک نشوید و وضوی تان نشکند. وضوی تان با چند کیلو گندهگی در رودههای تان نمیشکند، ولی باد ناچیزی که از مقعد تان بیرون شود میشکند؛ حالانکه آن باد با آروغ از دهان تان نیز بیرون میشود.
به قول شریعتی رقصِ از دل و مستانهی دختر هندی در رقصگاه پسندیدهتر و صوابتر از نمازهای ریایی و تظاهر عبادی شماست. نمازی و جماعتی که از فرط فقر باید مراقب کفشهایت بیشتر از نماز باشی و در پیش روی سجدهگاهات کفشهایت را بگذاری تا دزدیده نشوند.
به گفتهی شاعران:
نگردد جمع عادت با عبادت
عبادت گر کنی بگذر زعادت
روی به محراب، نهادن چه سود
دل به بخارا و بتان تراز
ایزد ما وسوسهی عاشقی
از تو پذیرد، نپذیرد نماز
عشقهایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
√
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری