عذابم کن چهقدری میتوانی
تو ای زیباترین خوبی، جوانی
برایت مایه از جان میگذارم
تو از من در عوض جان میستانی
بسوزان تا که میتانی دلِ من
بسوزان این دل ناقابل من
بزن آتش، بسوزان تاروپودم
و هر چه هست در من، شامل من
چهقدْر امروز و فردا میکنی گل
چرا همواره حاشا میکنی گل
چو میگویم به تو درد دلم را
دروغینام دلآسا میکنی گل
√
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری