انقلاب کعبه طغیان کرد و عام الفیل شد
سرنوشت کامگاری عرب تسجیل شد
باور فرعونی ما تا که گلکرد و شگفت
موسی اندیشهها طاغوتشد، در نیل شد
غرق در بحر توهم شد حجاز و بولهب
جای پیغمبر نشست و جهل، جبراییل شد
رخت بست از خانهی پندارها عشق و خرد
گل به گردن های اخلاف عبث اکلیل شد
جای فروردین خورشیدی و فرهنگ یما
گه ربیعالاول آمد، وآنگهی اپریل شد
شاهنامه های هوش ما عجب فرسوده گشت
مثنوی عشق ما چلتار شد، مندیل شد
آیه های عشق، تقریر دغل گشت و شغب
هیچ قرآنی نه شد معنا، نه هم ترتیل شد
کشته شد اسفندیار و رستم مردانهگی
تا شغاد جهل در حماسهها آشیل شد
گفت: «ای قوم به حج رفته کجایید کجا...»
گوشها کرگشت و دلها خالی از تاویل شد
مرد هابیل مراد و مهر از بی داوری
جمله تا بوجهل ننگ و نفرت قابیل شد
هرکسی که او نمیداند الفبای خرد
یا الفبای سیاست، هتلر و چرچیلشد
خدمت معشوق و می دیگر نمی خواهد دلی
چشمها و گوشها افسون قال و قیل شد
دین عقل ما کجا تکمیل میگردد هنوز؟
با وجود اینکه دین نقل ما تکمیل شد
گر ز خواب وهم خود بیدارگردی، خواهدید
انقلاب علم و صنعت، آمد اسرافیل شد
دستهای حاجت ما رفت سوی آسمان
دستهای عاقلان در کار و خط ریل شد
جهل جان میگیرد از ما قطعه_قطعه، فوج_فوج
جهل و فقر اینجا مگر در نقش عزراییل شد؟!
هرچه میگویی در آنجا هست بی چون و چرا
در کتاب خواب و رویاهای تو تقویلشد
ارزش گیتار و آهنگ من و تو هنگ شد
احمد ظاهر فروخفت و عبث در قیل شد
جای اسماعیل گاو و گوسفند و بز گرفت
سنت ایثار ابراهیمیان تسهیل شد
وای از این فقر معنا و تهیدستی مهر
وای از این ماجرای پیهم تکمیلشد
نیت و انسانیت یکسان ولی در شرق و غرب
جنگها در گفتن انگور و استافیل شد
«ب.بامیک»
آبان(میزان) ۱۳۹۵
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری