«یک زبان داریم گویا همچو نی
شش زبان تقسیم در لبهای وی»
یک زبان داریم نامش 1ست
یک زبانِ خوب و شیرین مثلِ مَی
یک زبان که در نوردیده زمین
رفته در آفاق و انفس، تا به حَی
لهجهها را کیتوان تعبیر کرد
سه زبان در کابل و تاجیک و ری
تا تعصب هست اینجا دین ما
وحدت ملی شود تحکیم کَی
بلخ و فرغانه، بخارا و خجند
تا سمرقند و هری، شیراز، هَی
پهنهٔ پارین قند پارسیست
جایگاه کاوه و کاووس و کَی
یک زبان داریم نامش پارسیست
دُرّ دریای دری شد وصف وی
یک زبان تا مرز بنگال و کویت۱
میبرد تا سینکیانکِ چین، پَی
رُسته تا تهران و قونیه بلند
سایههایش تا به دهلی و دُبی
هست در دستور و برگردان یکی
این گشنبیخ پر از شاخ ای بُنَی!
۱: منظور کویتهٔ پاکستان
√چ.ن
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری