رَهنمای خودگذر، 1
برتر از نسل بشر، آموزگار
عشقِ سوزانی که میسازد وَ خود
گشته بیحد دربهدر، آموزگار
میکند ایثار تا ما را بَرَد
در مقامات زبر، آموزگار
ضد تاریکی و بربادی و جهل
ضد انواع شرر، آموزگار
را ه را گم کرده باشد گر کسی
راه بِنْماید، مَقر، آموزگار
تا به آفاق بلند معنوی
میکند هر دم سفر، آموزگار
میشود فانوس دلهای سیاه
میشود نورِ نظر، آموزگار
چشمهی انفاق و ایثار و کرم
منبع علم و هنر، آموزگار
میکند عُمران وجود ما به عشق
گرچه خود بیند ضرر، آموزگار
آنکه میکاهد برای ما تناش
آنکه میساید کمر، آموزگار
دوست میدارد نهال دوستی
دشمن تیر و تبر، آموزگار
باغ حاصلخیز پهنای وجود
تکدرخت پرثمر، آموزگار
زادگاه روشنی، روشنگری
زادهی شمس و قمر، آموزگار
نیست او بیهوده در شغل شریف
کی کند کارِ هدر، آموزگار
آنکه میکارد به دل تخم وفاق
آنکه باشد دفع شر، آموزگار
میشود الگوی ما در زندهگی
میکند بر ما اثر، آموزگار
در زبان شهد و شراب اَنطهور
در سخن شیروشکر، آموزگار
خود خدای خانهی دلهای ما
خود شده خیرالبشر، آموزگار
ای رهیده با چراغ علم و فن!
از همه خوف و خطر، آموزگار
ایکه میارزی بگویم، رَهبرم!
ایکه هستی در جگر، آموزگار!
ای مه قربانت شوم محبوب من!
ای فدایت پا و سر، آموزگار
سه شنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۹۸
√چ.ن
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری