خرید بک لینک

برگزاری روز #عاشقان یا #ولنتاین یک رسم پسندیده و نکوست یا زشت و بدعت؟

آیا تمام احادیث جنبهی حکمی دارند یا برخی از آنها موضعی بوده اند و بنابر نیازمندی زمانی، سیاسی، جغرافیایی، اجتماعی و روانی طرح شده بودند؟
دیروز در یکی از نمازخانههای شهر در مراسم تشییع جنازهیی رفتم و ملای آن مسجد پیش از ادای نماز جمعه در بارهی روز عاشقان و نامشروعیت، قُبح و رد آن صحبت میکرد و برای هر جملهاش تأییدی و رد مخاطبانش را خواهان بود و آنان نیز بدون تأمل و تفکر با سدای بلند، دستهجمعی «بله» و «نه» میگفتند.

ملا با همان حدیث معروف، که مضمونش «هر کی به قومی خود را مانند، کند، از مانیست.»(من تشبه بقوم فهو منهم) سخنان خود را آغاز کرد.
باید حدود حکمی و الزامیت تطبیقی این حدیث از سوی علما مشخص شود که این همانندی مشمول کدام ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی، پوششی، فنی، رفتاری و مادی میشود. در غیر آن پتلونپوشیدن، نکتاییزدن، فراگیری مکاتب فکری و فلسفی، آشنایی با مدرنته، تجدد، دموکراسی، موترسوارشدن، استفاده از فنون، علوم، طرز آرایش و پیرایش و پوشش، بهکارگیری ابزار تکنالوژیکی همه و همه گونهیی از شبیهسازی و شبیهشدن خواهد بود.

ولنتاین یا روز عاشقان پیام مهرورزی و دوستداشتن دارد و برگزاری از روزی به نام مهرورزی و دوستداشتن چه تناقض و انتفائیتی با احکام دینی و احادیث نبوی دارد؟ مگر دین اسلام تأکید بر محبت، رأفت و موهبت ندارد؟ مگر معنای محبت عربی با دوستی پارسی و «Love» فرنگی فرق دارد؟
آیا میتوان عشقورزی و عاشقیت را از زندهگی بشر و فلسفهی زندهگی منتفی کرد و آیا این کار ممکن است؟

من به شماری از ملاها و عالمان سرزمینم حیرانم، با این شدت و خشمی، که در برابر ولنتاین، یلدا و نوروز میایستند و واکنش نشان میدهند چرا در برابر انتحار، افراطگرایی، سگجنگی، رقصاندن پسران در مجالس، نادانی، ریا، فساد، اختلاس، زادوولد بیرویه، احتکار، دروغگفتن، فریبدادن و دهها مورد اخلاق و سنتهای ناستوده و ناپسند دیگر، که در جامعهی ما وجود دارند، صحبت نمیکنند و روشنگری نمیکنند.

پرسش دیگری، که از ایشان دارم، این است که آیا تکامل یک مکتب فکری و عقیدتی و فرهنگ یک ملت بدون دادوستد فرهنگی و اثرگذاری و اثرپذیری از یکدیگر و حوالی و حواشی فرهنگی_تاریخی ممکن است و میشود یک فکر و فرهنگ تکاملیافتهی مجرد در جوامع بشری سراغ داشت؟
و فرجامین پرسش این که آیا چنین رویکرد و روحیهیی راه و روند تغییر و تکامل را با چالش روبهرو نمیکند؟

پ.ن: استدلال برخی از دوستان این است که در کشور ما گرسنهگی، فلاکتزدهگی، ناداری و دهها بلیه و درد دیگر وجود دارد، بنابر این نباید به چنین مواردی پرداخت. من از این شمار دوستان پرسشی دارم که با وجود این همه بدبختی، منطقی است که تمام نیازها و خوشیهای مان را تحریم کنیم؟ همچنین به سوگ گرسنهگان نان نخوریم؛ وقتی کسی میمیرد، جشن عروسی برگزار نکنیم، وقتی صلح میکنیم، از خود دفاع نکنیم و جنگ نکنیم؛ وقتی فقر، نادانی و اسارت است تلاش برای رهایی و کسب دانایی نکنیم.

برچسب: نویسنده: سینا طاهری تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 0:58

صفحه بندی