فراغت
عجب گرم است بازار فراغت
به هوتلهاست پیکار فراغت
کلاهت را بکن پرتاب بالا
به رسم کارِ شهکار فراغت
پتاقیها به پیشات میکفانند
رفیق و آشنا، یار فراغت
اگر چه کار گم گشته از اینجا
ولی بالاست آمار فراغت
پزشک، انجنیر، قاضی و استاد
همه در چترِ اخبار فراغت
به تحصیلات عالیِ خصوصی
سندها گشته معیار فراغت
نه ناکامیست آنجا نه شروطِ
حضور صنف در کارِ فراغت
دکانداری تحصیلات بنگر
اگر هستی خریدار فراغت
کسی املای نام خود نداند
مگر اکنون شده یار فراغت
پلو بسیار باشد، کشوفش هم
به محفلهای بیخار فراغت
شود بیهوده مصرف پولِ بسیار
به روز جشنِ رخسار فراغت
سخنرانان و حرفِ مفت و تکرار
به پشتِ میز گفتار فراغت
نشد کس غرق بحر فکر و معنا
مگر بیرون شد از غار فراغت
نباشد هیچ فرقی در نگاهش
ندیدم هیچ اسرار فراغت
نشانی از بزرگی کو به درکش؟
فقط پوشیده شَلوار فراغت
به مثل مرغ ماشینیست بنگر
روندِ نسلِ بیکار فراغت
«ح. غمکش» ششم دیماه ۱۳۹۵
برچسب:
نویسنده: سینا طاهری